تبلیغات
انسجام - روابط روسیه و آمریکا

به نام خدا

انسجام
امروز   به وبلاگ  انسجام  خوش آمدید


¿روابط روسیه و آمریکا
چهارشنبه 13 تیر 1386

دوستی خاله خرسه پوتین و بوش!

 

 

روزنامه امریكایی وال استریت ژورنال كه با محتوای حقوقی و اقتصادی منتشر می شود، در آستانه دیدار بوش و پوتین در گزارشی به بررسی دلایل دیدگاههای پوتین علیه غرب و امریكا پرداخته است.

 

به گزارش رجانیوز، این روزنامه علت اصلی مواضع ضدامریكایی پوتین را سرپوش گذاشتن بر مشكلات داخلی این كشور و تلاش برای بازیابی برتری روسیه در مقایسه با 2 دهه پیش عنوان كرده است.

 

وال استریت ژورنال در این گزارش با اشاره به دیدار قریب الوقوع جرج بوش و ولادیمیر پوتین نوشته است: بوش روی دوستی خود با پوتین حساب كرده است، ولی این دوستی تنها یك طرفه بوده و باعث محدود شدن و پیچیدگی سیاستهای آمریكا شده است. بوش می خواهد در این دیدار تلاش كند تا رابطه كشورش را با روسیه كه شدیداً برای منافع امنیتی غرب خطرناك می شود، بهبود بخشد.

 

به نوشته این روزنامه، پوتین نه بخاطر اینكه به صورت فاجعه باری برداشت های غلطی از نیات آمریكا داشته، بلكه بخاطر اینكه طراح یك سیستم اداری فاسد در روسیه است كه برای بقا به یك سیاست ضد غربی احتیاج دارد روز به روز متخاصم تر خواهد شد.

 

وال استریت ژورنال نوشته است: روسیه می خواهد آمریكا را از تاسیس سیستم ضد موشك های بالستیك در اروپای شرقی باز دارد و مدعی است كه این اقدام باعث تضعیف توانایی های بازدارندگی روسیه خواهد شد.

 

پوتین در مقابل پیشنهاد داده است كه آمریكا به صورت مشترك با روسیه از ایستگاه راداری مستقر در آذربایجان استفاده كند تا آمریكا بتواند از آن برای محافظت در برابر ایران استفاده نماید ولی این رادار به ایران بسیار نزدیك است و نمی تواند موشك های رهگیر مستقر در لهستان را هدایت كند.

 

در عین حال روسیه همچنان از تهران حمایت می كند. سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در 20 ژوئن در یك كنفرانس خبری كه در تهران برگزار شد، اعلام كرد تهران تهدید نیست و روسیه همكاری های خود با حكومت ایران را از جمله در مورد نیروگاه هسته ای بوشهر ادامه خواهد داد.

 

مقامات غربی گاهی بخاطر اقدامات روسیه تعجب زده شده اند زیرا روسیه با تضعیف امنیت غرب در برابر تند روی اسلامی در حقیقت باعث تضعیف امنیت خود می شود ولی حكومت پوتین بیشتر از هر چیز نگران امنیت خود است و منافع روسیه گاهی اصلا مد نظر قرار گرفته نمی شوند.

 

در نگاه نخست موضع حكومت پوتین به نظر رسوخ ناپذیر می رسد. روسیه تنها ذینفع بزرگ جهش اقتصادی جهان در چند سال اخیر بوده است. تولید ناخالص ملی روسیه از سال1999 كه 200 میلیارد دلار بود تا سال 2006 سالانه 6 تا 7 درصد رشد داشته است و در سال 2006 به 290 میلیارد دلار رسیده است. صندوق ذخیره های ارزی آن نیز هم اكنون بیش از300 میلیارد دلار دارایی دارد.

 

میانگین درآمدها در دوران حكومت پوتین نزدیك به دو برابر شده است و میزان حمایت ها از او بیش از 70 درصد است در عین حال حكومت پوتین بسیار شكننده است زیرا این حكومت در قله یك سیستم اجتماعی ناعادلانه قرار دارد و تنها به اندازه ای آزادی به مردم می دهد كه آن را كاملاً نسبت به هرگونه تحقیقات جدی بسیار آسیب پذیر می كند.

 

پوتین به صورتی معین دیگر مراكز قدرت را از بین برده و در نتیجه دیوانسالاری، به تنهایی حكومت می كند.

 

وال استریت ژورنال در ادامه با اشاره به اینكه در حكومت پوتین، همان تعداد اندك افرادی كه امروزه روسیه را اداره می كنند از صاحبان این كشور نیز هستند، افزوده است مقامات دولتی از اعضای هیئت مدیره بزرگ ترین شركت های دولتی هستند. به عنوان مثال "دمیتری مدوندو"، معاون اول نخست وزیر روسیه، رییس هیئت مدیره شركت گازپروم است. "ایگور سشین" معاون دولت كرملین، رییس هیئت مدیره شركت نفت رزنفت است و "ایگور شووالوف" از دستیاران پوتین نیز رییس هیئت مدیره شركت راه آهن روسیه است. سرمایه این شركتها نیز به ترتیب 236، 95 و 50 میلیارد دلار است و گفته می شود اطرافیان پوتین كنترل نزدیك به 80 درصد بازار سهام روسیه را در اختیار دارند.

 

این روزنامه در ادامه با اشاره به وجود نابرابری شدید درآمدی در روسیه نوشته است: در سال 2006، میانگین درآمد 10 درصد بالای جامعه حدود 49 برابر بیشتر از درآمد 10 درصد پایین جامعه بوده و علیرغم افزایش شدید درآمدهای نفتی،83 درصد از مردم روسیه در فقر زندگی می كنند.

 

از نظر تاریخی نابرابری در، درآمد برای روسیه خطرناك بوده و به ندرت دارایی ها اینگونه در این كشور جریان داشته است. همچنین بخاطر این خلاء موجود در درآمدها، دولت سرمایه گذاری زیادی نیز در خدمات اجتماعی نكرده است به گونه ای كه به ازای هر 100 تولد، 160 نفر در روسیه می میرند. امید به زندگی مردان در روسیه به 58 سال كاهش یافته كه از كشور بنگلادش هم كمتر است. میزان قتل در روسیه نیز نزدیك به پنج برابر بیشتر از آمریكا است.

 

این درحالی است كه بخاطر افزایش درآمدهای نفتی، وضعیت زندگی مردم به كندی بهبود یافته و باتوجه به هرج و مرج های بوجود آمده در دوران حكومت بوریس یلتسین، مردم، شرایط كنونی در دوران حكومت پوتین را پذیرفته اند ولی كاهش احتمالی قیمت نفت باعث خواهد شد روسیه در معرض ركود اقتصادی قرار گیرد و یك شبه وضعیت سیاسی و اجتماعی این كشور تغییر كند.

 

از سوی دیگر رهبران روسیه می دانند در صورتی كه اوضاع اجتماعی ناآرام شود، می توانند از برخی اقدامات تروریستی و ترورهای سیاسی مجدداً استفاده كنند كه پیامدهایی وسیع به همراه خواهد داشت بخصوص كه روسیه طی هشت سال گذشته صحنه بسیاری از جنایات و مرگ های نامعلوم بوده كه دولت تقریبا هیچ تحقیقاتی در مورد آنها انجام نداده است. در عین حال خبرنگاران و شهروندان عادی اقدام به افشای اطلاعات نموده اند و به عنوان مثال گفته اند كه مقامات امنیتی از طرح ها برای گروگان گیری مطلع بوده اند ولی اجازه دادند این حادثه رخ دهد. رهبران جناح مخالف نیز از این مسائل به نفع خود استفاده كرده اند.

 

در نتیجه تحت این شرایط سیاستهای ضد غربی حكومت پوتین اصلاً یك معما نیست و كاملاً معنادار است زیرا روسیه با تاكید بر اینكه حق دارد به كشورهایی همچون گرجستان و اوكراین كه زمانی بخشی از آن بوده اند دستور بدهد، در حقیقت تضمین می كند كه با برخی درگیری های غیر ضروری می تواند توجه مردم روسیه را از فساد گسترده دولت دور كرده و بیشتر غریزه وطن پرستی مردم را تحریك نماید. یكی از نشانه های موفقیت آمیز بودن این سیاست نیز افزایش بیگانه ستیزی در روسیه و تحمل حملات علیه اتباع خارجی با پوست های تیره رنگ است.

 

سیاستهای ضدغربی همچنین به این علت مفید است كه باعث می شود روسیه توجه غرب را به خود جلب كند و با كمك تلویزیون دولتی، آن را بازگشت روسیه به عظمت پیشین خود نمایش دهد.

 

در نهایت نیز سیاستهای ضد غربی این زمینه را فراهم می كند كه با یك عوام فریبی گسترده توانایی مردم روسیه برای درك ساده ترین اختلافات اخلاقی بین مسائل را از آنان سلب كنند. تازه ترین نمونه آن نیز اظهارات اخیر پوتین در جمعی از معلمان است كه گفته بود هیچ كس نباید سعی كند كه روسیه بخاطر ترور بزرگ 1937 احساس گناه كند زیرا در دیگر كشورهای جهان اقداماتی بدتر از آن صورت گرفته است.

 

وال استریت ژورنال در ادامه نوشته است: بدون شك تلاشهایی صورت خواهد گرفت تا در دیدار پوتین با بوش، روابط میان واشنگتن و مسكو بسیار خوب نشان داده شود اما این مساله نباید از طریق یك خودسانسوری از طرف آمریكا صورت گیرد كه باعث تغییر رفتار روسیه نشود و در عین حال به آمریكا هیچ احتمالی برای تحت تاثیر قرار دادن آن ندهد.

 

این روزنامه افزوده است: در حقیقت بهترین كاری كه جرج بوش می تواند انجام دهد این است كه در مورد ویژگی های سیاست متناقض پوتین با او خیلی رك سخن بگوید. هر چند اگر بوش دقیقاً همان مسائلی را به پوتین بگوید كه او احتیاج به شنیدن آنها دارد، ممكن است واكنشی خشن به همراه داشته باشد، ولی در حقیقت بوش با این كار است كه همچون یك دوست واقعی عمل كرده است.

نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ توسط : محمدهادی فکری
ویرایش شده در چهارشنبه 13 تیر 1386 و ساعت 10:07 ق.ظ