تبلیغات
انسجام

به نام خدا

انسجام
امروز   به وبلاگ  انسجام  خوش آمدید


¿صف‌بندی جدید بازیگران منطقه
پنجشنبه 2 خرداد 1387


اینجا خاورمیانه است. گره بزرگی که قرار نیست باز شود. جریان ”خط انرژی” و مسائل مهم دیگری هم ‏باعث شده است که حساسیت منطقه بیش از پیش باشد. جریان قورباغه و زنبور فقط یک داستان طنز ‏نیست؛ بلکه کم‌کم در حال تبدیل شدن به یک واقعیت تلخ است.‏

داستان غم‌انگیز خاورمیانه از دوره‌ی استعمار آغاز شده است. از وقتی که کشورهای اروپایی پس از ‏رنسانس، برای پیشرفت، دست به دامان ذخایر گوناگون خاورمیانه شدند. از این زمان استعمار کهنه‌ی ‏قدرت‌مندان زمان بر منطقه سایه می‌افکند.‏

بعدها حادثه‌ای که به نقطه‌ی عطفی در تاریخ خاورمیانه تبدیل شد، ایجاد کشور اسرائیل با حمایت ‏آمریکا و سازمان‌های جهانی بود. اشغال کشور فلسطین و قسمت‌هایی از سوریه، اردن و لبنان توسط ‏رژیم صهیونیستی تنفر عمیقی میان مردم منطقه از اسرائیل ایجاد کرد. این در حالی بود که همزمان با ‏تجاوزات اسرائیل، نالسونالیسم عربی در حال شکل‌گیری بود. مخالفان اسرائیل هم درکشورهای عربی ‏با حمایت افکار عمومی هر روز بشتر از پیش قدرت می‌یافتند. ‏

اما جنگ 6 روزه و شکست سنگین اعراب مقابل اسرائیل، همچنان‌که ضربه‌ی سختی به کشورهای ‏عربی وارد می‌ساخت، اسرائیل را قدرت‌مندتر جلوه می‌داد. با پایان یافتن مفتضحانه‌ی جنگ 6 روزه، ‏اولین کشور عربی به دست‌بوس رژیم اسرائیل می‌رود و آن را به رسمیت می‌شناسد.

پس از این اتفاق و با گذشت زمان، بیشتر کشورهای عربی به کاهش تنش با اسرائیل پرداختند. اگرچه ‏مذاکرات پنهانی به مسئله‌ای عادی بدل شده بود، اما به دلیل فشار افکار عمومی، هیچ‌گاه نتوانستند ‏این مسئله را رسما اعلام کنند. ‏

از زمان وقوع جنگ 33 روزه رابطه‌ی اعراب و اسرائیل وارد مرحله‌ی جدیدی شد. عربستان که به عنوان ‏پرچم‌دار حرکت عربی مطرح بود، در موضع‌گیری رسمی علیه حزب الله لبنان، کمک‌های فراوانی به ‏اسرائیل برای از بین بردن این‌گروه انجام داد. عربستان که از قدرت یافتن شیعیان بیم داشت و روند ‏سعودی محبوبیت رهبران شیعی را در منطقه مشاهده می‌کرد، بسیاری از مهمات اندوخته‌اش که ‏حاصل چتر امنیتی ایالات متحده بود، دو دستی تقدیم اسرائیل کرد تا بر سر مردم بی دفاع لبنان بریزد.

آنچه مهم است، ایجاد صف‌بندی جدید در خاورمیانه است. آمریکا و اسرائیل به وضوح در حال یارگیری از ‏کشورهای مهم منطقه هستند. مرز بندی‌هایی که سال‌ها پنهانی صورت گرفته بود، هویدا شده است. ‏حوادث اخیر لبنان و دفاع عربستان از دولت سینیوره حکایت از پذیرش نقشی جدید در مناسبات ‏منطقه‌ای دارد.‏



سفر اخیر جورج بوش و دیدار با ملک عبدالله در عربستان نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. بنا به ‏گفته‌ی استیون هادلی ، مشاور امنیت ملی ‏آمریکا: «عبدالله و بوش درباره رفتارهای خشونت‌آمیز اخیر در لبنان گفت‌وگو کرده و آن را عاملی از طرف ‏ایران دانستند و هر دو درباره محکوم کردن حزب‌الله اتفاق‌نظر داشتد که با عمل خود بر دولت منتخب ‏لبنان فشار وارد کرد». همچنین هادلی ادامه می‌دهد: «ایران با این کار خود از طریق سوریه از آنچه که ‏هفته گذشته در لبنان رخ داد بطور مستقیم حمایت کرده و با این کار خود، علیه منافع کسانی عمل کرد ‏که خواهان آرامش در خاورمیانه هستند».‏

همچنین مخافت‌های عربستان سعودی با دولت کنونی عراق و تجهیز برخی نیروهای تندرو در این ‏کشور برای مقابله با دولت، یکی از فعالیت‌هایی است که برای مقابله با قدرت یافتن شیعیان و افزایش ‏نفوذ ایران انجام شده است.‏

کشورهای دیگر حوزه‌ی خلیج فارس هم بصورت علنی در مقابل ایران صف‌آرایی کرده‌اند. برای مثال ‏شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان، رئیس امارات در جشن سالروز برپایی امارات این ادعا را تکرار کرد: «تنب ‏بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی جزو کشور ما هستند. ما از هیج تلاشی برای بازپس گرفتن آنها ‏خودداری نمی‌کنیم و خواهان آن هستیم که این جزایر به حوزه‌ی اقتدار ملی ما بازگردند.» این ادعاها از ‏سوی امارات اگرچه مسئله‌ای تازه نیست، اما شدت گرفتن این ادعا در کنار یک حرکت سازمان یافته -‏مانند تغییر نام خلیج فارس در گوگل- برای فشار بر ایران آن را از اهمیت خاصی برخوردار کرد.‏

این حرکت آن‌قدر مورد حمایت قرار گرفت که عراق -به عنوان یکی از مهمترین هم‌پیمانان منطقه‌ای- در ‏نامه‌ای که به نظر زیر فشار خارجی نوشته شده است، به وزارت امور خارجه امارات می‌نویسد: «عراق ‏از تمامی روش‌ها و ابزارهای صلح‌آمیزی که دولت امارات برای باز‌پس‌گیری جزایر سه‌گانه به کار گیرد، ‏حمایت کرده و هر گونه اقدام ایران را که با هدف تحکیم تسلط و مالکیت خود بر آن جزایر باشد، نخواهد ‏پذیرفت.»

مجالفت با ایران،‌حزب الله لبنان، سوریه و دولت کنونی در عراق از یک‌طرف و نزدیک شدن به آمریکا و ‏برگزاری جلسات نشست صلح خاورمیانه با حضور اسرائیل از طرف دیگر، نشان می‌دهد اعراب -‏خصوصا عربستان- کم‌کم تمایل پیدا کرده‌اند که مرزهای گذشته را در هم‌شکسته و صف‌بندی جدیدی را ‏تعریف کنند.


این مطلب
به نقل سایت ایران 1404

نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ توسط : محمدهادی فکری
ویرایش شده در شنبه 11 خرداد 1387 و ساعت 05:05 ق.ظ


¿تحریم ایران دیگر چاره‌ساز نیست
یکشنبه 1 اردیبهشت 1387

آنچه می‌خوانید قسمت‌هایی‌است از گفتگوی هفته‌نامه‌ی آلمانی اشپیگل با کریستف برترام، رییس سابق مؤسسه مطالعات سیاست و دانش آلمان.



کریستف برترام، رییس سابق مؤسسه مطالعات سیاست و دانش آلمان، در گفت وگو با هفته‌نامه اشپیگل، در روز دوشنبه 26 فروردین‌ماه، گفت: «تحریم ایران تا ‌کنون نتوانسته مانع تلاش‌های جمهوری اسلامی به دانش اتمی شود. از این رو این سیاست، شکست خورده و باید در آن تجدید ‌نظر شود.»


مؤسسه تحقیقات دانش و سیاست، یکی از مراکز مهم آلمان و نزدیک به وزارت خارجه آلمان است. این مؤسسه ‌نقش مهمی در تفکر‌سازی و تدوین سیاست‌های خارجی دولت آلمان ایفا می‌کند. برترام در اثر جدید خود که به‌زودی منتشر خواهد شد، از دولت آلمان می‌خواهد که در قبال ایران سیاست تعامل و نه تقابل را دنبال کند، زیرا به باور ،وی‌ سیاست رودرویی با ایران آب به آسیاب احمدی‌نژاد خواهد ریخت‌ و در نهایت به تحکیم مواضع طرفداران ‌سلاح هسته‌ای در ایران منجر خواهد شد.

بخش‌هایی از این گفتگو را می‌خوانید:

 شما خواهان پایان دادن سیاست تحریم ایران هستید. آیا فکر می‌کنید که این ‌سیاست شکست خورده و نتوانست مانع تلاش‌های ایران در جهت تولید سلاح هسته‌ای شود؟

کاملاً همین طور است. هدف از تحریم‌ها‌، ممانعت از غنی‌سازی اورانیوم به مثابه مرحله اول تولید بمب اتم بود. اکنون بر ‌خلاف آن، ایران نه تنها غنی‌سازی را متوقف نکرد، بلکه حتا آن را سرعت بخشید. از این رو، ما در حال حاضر در مقابل‌ اوضاع در هم ریخته‌ای قرار گرفته‌ایم.

 ‌‌آیا به نظر شما باید شورای امنیت چهار قطعنامه‌ای را که تا کنون علیه ایران صادر کرده، پس بگیرد و بگوید: منظور ما از صدور این قطعنامه‌ها چیز دیگری بود؟

‌‌‌تحریم‌ها نتوانست به نتیجه مطلوب نایل آید. از طرف دیگر، ما با گذاشتن پیش‌شرط برای ایران، عملاً راه مذاکره را سد کرده‌ایم؛ آن هم پیش‌شرط‌هایی که ایران خواه ناخواه به آن‌ها تن نخواهد داد.  ‌دولت فعلی آمریکا حاضر نیست تغییر رویه دهد. اما ممکن است که دولت آینده این کار را بکند. حداقل کاندیداهای حزب دموکرات اعلام کرده‌اند که حاضرند بدون هیچ پیش‌شرطی با ایران وارد گفت وگو شوند.

‌در آن صورت رییس جمهور ایران، احمدی‌نژاد، با شور و شعف فریاد می‌زند که ما پیروز شده‌ایم. ‌تقابل و درگیری به سود احمدی‌نژاد است. در عوض، یک پیشنهاد جدی همکاری با ایران، احمدی‌نژاد را دچار دستپاچگی خواهد کرد و وی ‌در وضعیت ناگواری قرار خواهد داد.

 پیشنهاد شما دقیقاً چیست؟

‌ما باید روش موفقیت‌آمیزی را که در مورد شوروی سابق اعمال کرده بودیم، به یاد بیاوریم. ما در قبال شوروی سابق که رقیبی به مراتب خطرناک‌تر از ایران بود، سیاست دوگانه تشنج‌زدایی و ارعاب را در پیش گرفتیم. ما باید با ایران در عرصه‌های مختلف وارد گفت وگو شویم.

 ‌‌اما ایران، اسراییل را تهدید به نابودی می‌کند.

‌ایرانی‌ها نمی‌گویند که ما می‌خواهیم اسراییل از بین ببریم. هم چنین آن ها نمی‌گویند که ما می‌خواهیم با بمب اتم اسراییل را نابود کنیم. بلکه بر خلاف آن، مدام تأکید می‌کنند که ما اصلاً قصد ساختن بمب اتم را نداریم.

 ‌خواست احمدی‌نژاد این است که «دولت‌های اشغال‌گر» باید «از صفحه روزگار محو شوند».

‌مضمون این حرف حداقل اعلام جنگ نیست. بعد از آمریکا، اسراییل قوی‌ترین نیروی نظامی در منطقه است (+) . ما باید به ایرانی‌ها به صراحت اعلام کنیم که هر گونه تهدید حق موجودیت اسراییل، در نظر ما مترادف با تهدید کل غرب است و این تهدید با عکس‌العمل مشابه ما روبه‌رو خواهد شد.

 شما موافق آن هستید که ایران به سلاح اتمی مسلح شود؟

برای تولید بمب اتم، ایران حداقل به 10 سال وقت نیاز دارد.

 چرا فکر می‌کنید که جمهوری اسلامی برای ساختن بمب اتم به این همه وقت نیاز دارد؟

طبق ارزیابی سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، ایران بین سال های 2010 و 2015 و یا شاید حتا دیرتر، دارای آن مقدار اورانیوم کافی برای ساختن یک بمب اتم خواهد بود.

پس از آن، مدت زمانی طول خواهد کشید که این بمب تولید شود. از این رو، در این مدت ما می‌توانیم با اتخاذ سیاست خالی از ‌تشنج، بر تفکر و نظر ایران تأثیر بگذاریم. اما داد و بیداد و تهدید به جنگ، ‌تنها باعث تقویت مواضع طرفداران سلاح هسته‌ای خواهد شد.

 آیا اصولاً موافق آن هستید که مسلح شدن ایران به سلاح هسته‌ای قابل قبول نیست؟

در پشت این نوع سیاست، ‌استراتژی و درک صریحی وجود ندارد. سؤال این است:‌ آیا ما حاضریم برای جلوگیری از تولید سلاح هسته‌ای با ایران وارد جنگ شویم؟ از آن گذشته، مگر ما شوروی اتمی را نپذیرفتیم؟ بدیهی است که بالا رفتن توان هسته‌ای ایران، خوشایند نیست. اما باید گفت که ابزار ارعاب کشورهای اتمی بسیار ناچیز و محدود شده است.

 آیا به نظر شما رفتار و اعمال ‌رژیم ایران مانند دولت کرملین اندیشیده و عقلانی‌ست؟

رژیم ایران متشکل از افراد انتحاری نیست. ایرانی ها می‌دانند که هر گونه استفاده از بمب اتم در واقع به معنای نابودی کامل آن‌ها خواهد بود.

 ‌به اعتقاد شما وظیفه دولت آلمان چه باشد؟

بالاخره یک نفر باید پیدا شود و بگوید که سیاست فعلی را متوقف کنید. خانم آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، نباید از هشدارها و تأکیدات اسراییل مبنی بر فاجعه‌آمیز بودن اوضاع فعلی در رابطه با ایران حمایت کند.

مرکل باید متوجه شود که آلمان نمی‌تواند در درازمدت رابطه با کشور مهمی مانند ایران را تا حد مناقشه بر سر موضوع سلاح هسته‌ای تنزل دهد.

به نقل از سایت ایران 1404

 

نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت 1387 و ساعت 03:04 ق.ظ توسط : محمدهادی فکری
ویرایش شده در - و ساعت -


¿شوک سوم در راه است؟
یکشنبه 21 بهمن 1386

«شواهدی مبنی بر اینکه برنامه هسته‌ای ایران با هدف تولید انرژی است، در دست نیست؛ بنابراین غنی سازی ایرانی‌ها،‌ بخشی از اقداماتی است که برای جامعه بین‌الملل مشکل ساز شده است. ما برای تصویب قطعنامه‌های بیشتر در این باره مبارزه خواهیم کرد و البته تشدید تحریم‌ها در این باره بررسی خواهیم کرد.»

پذیرش واقعیت برای گوردن براون سخت به نظر می‌رسد؛ او این سخنان را در چهارم دسامبر (23 آذر)، در حالی اعلام می‌کرد که گزارش البرادعی و شانزده آژانس اطلاعاتی آمریکا، صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران را تایید کرده بودند.

ادامه را از اینجا بخوانید

 

نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن 1386 و ساعت 02:02 ق.ظ توسط : محمدهادی فکری
ویرایش شده در - و ساعت -


¿مهمترین تهدید برای ایران چیست؟
چهارشنبه 17 بهمن 1386


تهدیدی برای جمهوری اسلامی


از جمله مهمترین تهدیدات برای جمهوری اسلامی می‌توان از مواردی چون تهدید نظامی و انواع تحریم‌ها (در سطوح مختلف) نام برد. تهدید نظامی اگرچه بسیار بعید به نظر می‌رسد اما هنوز در محافل غربی از آن سخن به میان می‌آید. این تهدیدات به سطوح مختلف تقسیم می‌شود كه از این جمله می‌توان حمله گسترده نظامی (كه در واقع غیرممكن است) و حمله محدود (كه حمله به نیروگاه‌ها و مهمترین نقاط DGZ است) را نام برد. اما به نظر بنده این تهدید در اولویت نیست.

 

دومین تهدید مهم، اعمال انواع تحریم‌های بین‌المللی در سطوح مختلف است. این تهدید از گزینه نظامی امكان پذیرتر به نظر می‌رسد. همان‌طور كه تاكنون در قطعنامه ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ علیه ایران و برای اعمال فشار بیشتر به تصویب رسیده است و از سوی دیگر زمزمه‌هایی از اعمال تحریم سوم از طرف شورای امنیت به گوش می‌رسد. با شدت گرفتن این تحریم‌ها از آنها نیز می‌توان به عنوان تهدید نام برد. اما این تهدید نیز به نظر نگارنده در اولویت نیست.

 

از آن جا كه ملت ایران بعد از انقلاب همواره با تحریم رو به رو بوده‌اند به نوعی به آن عادت كرده‌اند و از سوی دیگر در این سال‌ها با نگاه به درون، درصدد خودكفایی بوده اند، این تحریم‌ها خطرناك به نظر نمی‌رسد و هنوز آن،‌ تاثیراتی را كه غرب انتظار داشت در سطح افكار عمومی ایجاد كند، محقق نساخته است.

 

شاخصه دیگر مردم ایران در این سال‌ها این بوده است كه همواره در مقابل تهدیدات خارجی خصوصا تهدیدات نظامی به اتحاد داخلی مستحكمی دست زده‌اند كه امكان نفوذ و ضربه زدن به جمهوری اسلامی را غیرممكن ساخته است.

 

همان‌طور كه رهبرمعظم‌انقلاب چندی پیش سخنانی با این مضمون ایراد كرده‌اند كه این تهدیدات برای ایجاد اختلاف بین مردم نیست زیرا مردم در این سال‌ها در مقابل این تهدیدات ضعف نشان نداده‌اند. این فشارها برای ایجاد اختلاف میان مسئولین است. همانطور كه از سخنان ایشان نیز برمی‌آید، اتحاد و وحدت رویه میان مسئولین،‌ اعم از جناح‌ها و احزاب مختلف، خصوصا در امر سیاست خارجی مهمترین مساله است.

 


مسئولین باید توجه داشته باشند كه به تحریك یكدیگر دست نزنند. آنچه باید گفت متاسفانه هم اكنون شواهدی دال بر این نكته به چشم می خورد. تا امروز آنچه از ایران به عنوان تصمیم‌گیری در جامعه بین‌الملل عرضه شده است تصمیمی به نظر می‌رسید كه تمام مسئولین آن را پذیرفته اند. اما چندی است در بین مسئولین اختلاف نظر به وجود آمده است و این شكاف داخلی كه سال‌ها غرب انتظارش را می‌كشید هم‌اكنون در حال محقق شدن است.

 

بنده از آنجا كه این تهدید را مهمترین تهدید تلقی می‌كنم كه اگر این شكاف بین تصمیم‌گیران آن‌قدر عمیق شود كه تاثیر آن از خارج مجموعه به روشنی احساس شود،‌ از تمام تهدیداتی كه در ابتدای این نوشته از آن ها نام برده شد باید هراس داشت.

 

برای اثبات این ادعا كه غرب از اختلاف افكنی استقبال می‌كند می توان به مواردی چون ایجاد اختلف میان احزاب لبنان با حزب الله به منظور تضعیف این گروه یا ایجاد اختلاف میان فتح و حماس برای كاهش مقاومت فلسطینیان و ... نام برد. این سیاست روشی كم هزینه و تاثیرگذار به نظر می‌رسد كه غرب همواره از آن استفاده كرده است. و حال اگر این سیاست برای جمهوری اسلامی نیز محقق شود،‌ امكان این هست كه به تمام اهداف و آرزوهایشان دست پیدا كنند.

 

ایجاد اختلاف در سطح تصمیم گیری به سطوح زیرین و افكار عمومی سرایت می‌كند و زمینه را برای پذیرش تهدیدات از سوی دشمنان فراهم می سازد.

نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن 1386 و ساعت 10:02 ق.ظ توسط : محمدهادی فکری
ویرایش شده در - و ساعت -


¿تفکر سیاسی در قرآن
یکشنبه 7 بهمن 1386

قرآن كریم صد و چهارده سوره دارد. طبق آمارى كه از روایات ترتیب نزول سوره ها به دست آمده است, هشتاد و شش سوره مكى و بیست و هشت سوره مدنى است.(1) در اینكه به چه سوره اى مكى و به چه سوره اى مدنى گفته مى شود, اختلاف نظر است. معیار زمان, معیار مكان, معیار خطاب و محتوا و معیار سماع و نص, از جمله معیارهایى است كه توسط پژوهشگران علوم قرآنى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.(2) در این مكتوب معیار زمان مورد پذیرش قرار گرفته است; یعنى آیاتى كه قبل از هجرت پیامبر(ص) به مدینه نازل شده است, مكى و آیات نازل شده پس از هجرت, مدنى است.(3)
پرسشهاى مختلفى درباره سیاست و جایگاه آن در قرآن وجود دارد. پرسش هایى از قبیل:
آیا به مسایل مربوط به زندگى سیاسى در قرآن توجه شده است؟ مباحثى از قبیل دولت, قدرت, حاكمیت, سلطه, آزادى, عدالت, مشروعیت, مشاركت, مشورت, بیعت, نظارت بر قدرت سیاسى, تمركز و یا توزیع قدرت سیاسى, روابط بین دولتها و ملتها, حقوق عمومى, معاهدات, جنگ و صلح و سایر مفاهیم و قضایاى سیاسى از چه جایگاهى در قرآن بر خوردار است؟ بر فرض پرداختن قرآن به مفاهیم و قضایاى سیاسى, چه بخشهایى از قرآن بیشتر به مسایل سیاسى پرداخته است؟ آیات و سوره هاى مكى یا مدنى؟ آیا ادعاى برخى از مستشرقین مبنى بر این كه آیات مكى, آیات غیر سیاسى است و پیامبر اسلام(ص) در مكه به سیاست توجه نداشته است و تنها در آیات مدنى است كه به سیاست توجه شده است و این هم به خاطر مقتضیات زمانى است كه شرایط جدیدى را براى پیامبر(ص) به وجود آورد, ادعایى معتبر است؟(4) براى پاسخگویى به پرسشهاى مذكور و نیز ارائه گزارش از مكتوباتى كه به موضوع ((سیاست در قرآن)) پرداخته اند, مباحث این یاد داشت آمده است.

 

ـ موضوعات سیاسى در قرآن
در این مطلب كه قرآن مباحث سیاسى را نادیده نگرفته است, مى توان گفت كه تقریبا اجماع نظر وجود دارد. اگر اختلافى هست, كه هست, در این مطلب است كه آیا آیات مكى هم به سیاست پرداخته اند یا خیر؟ در قسمت دوم بحث به پاسخ این پرسش اشاره خواهد شد.
باید اذعان كرد كه مفسرین قرآن تا كنون توجه شایسته و بایسته اى به موضوع سیاست در قرآن نداشته اند. در میان تفاسیر موجود, آنها كه به مباحث سیاسى توجه كرده اند, بسیار نادرند.
المیزان (علامه محمد حسین طباطبایى), التفسیر المنیر فى العقیده و الشریعه و المنهج (دكتر وهبه الزحیلى, 16 مجلد ـ 31 جزء), من وحى القرآن (سید محمد حسین فضل الله ), تفسیر راهنما (زیر نظر آیه الله هاشمى رفسنجانى) و تفسیر پیام قرآن (جلد دهم با عنوان قرآن مجید و حكومت اسلامى, زیر نظر آیه الله مكارم شیرازى) از جمله تفاسیرى هستند كه تا حدى به موضوع مورد بحث پرداخته اند.
یكى از كارهاى خوبى كه درباره قرآن انجام شده است, تهیه معجم معنایى قرآن است.

نوشته شده در یکشنبه 7 بهمن 1386 و ساعت 05:01 ق.ظ توسط : مجید نیکبخت
ویرایش شده در - و ساعت -


¿پایان عصر قلدوری...!!!
دوشنبه 14 آبان 1386

پایان عصر هژمونی آمریکا...

 

تحولی بنیادین نمود و گفتمان امنیتی برگفتمان سیاسی و دیپلماتیك غلبه كرد. دكترین امنیتی بوش و راهبرد 2025 آمریكا به مهمترین اولویت سیاست خارجی این كشور تبدیل شد و این فرصت را برای حاكمان كاخ سفید فراهم آورد تا با تكیه بر قدرت نظامی و اقتصادی خود تحت عنوان مبارزه با تروریسم، فضای بین‌الملل را هرچه بیشتر امنیتی نموده و سیاست‌های تهاجمی، یكجانبه‌گرایانه، مداخله‌گرایانه و جنگ محورخود را بر جامعه ملل تحمیل نمایند بنابراین بر اساس همین استراتژی حمله به افغانستان و سپس عراق را سامان داده و این كشورها را اشغال نمودند.بوش با تصور سیطره بر جهان و با بهانه مبارزه با تروریسم و به ارمغان آوردن امینت برای آمریكا، با استفاده از سازوكار سخت‌افزاری و قدرت نظامی به افغانستان حمله نمود و مغرور از توفیق ظاهری در آن كشور برای خلع سلاح عراق از تسلیحات كشتار جمعی و برقراری آزادی، دموكراسی، حقوق بشر و امنیت برای مردم عراق و منطقه خاورمیانه و عراق را اشغال كرد. آمریكا برای انجام این امر از شرایط نامطلوب حاكم بر عراق، هم پیمانان منطقه‌ای خود و حمایت افكار عمومی آمریكا و پشتیبانی متحدان غربی آن بهره گرفت.

 

                                                                    

سوالی كه در اینجا مطرح می‌شود این است كه پیامد این مسائل پس از چند سال حضور نظامی آمریكا در عراقو منطقه چه بوده است؟ بر اساس واقعیات موجود، اگر چه آمریكاییها تلاش می‌كنند خود را قدرت بلامنازع جهان معرفی نمایند امامحورهای رفتاری این كشور در عراق و منطقه،واكنشی و ناشی از سرگردانی آن است. سیاست های خاورمیانه‌ای بوش و جنگ‌های پیش‌دستانه او، آمریكا رابا چالش‌های گسترده‌ای روبرو ساخته است.مقایسه آمریكای امروز با آمریكای پس از 11 سپتامبرو بویژه پس از اشغال عراق، بیانگر این نكته است كه بوش و نومحافظه‌كاران و جنگ‌سالاران كاخ سفید بتدریج و بصورت فزآینده تمامی فرصت‌های موجود،حامیان و ابزارهای ارتقاء هژمونی خود را از دست داده‌اند

نوشته شده در دوشنبه 14 آبان 1386 و ساعت 06:11 ق.ظ توسط : مجید نیکبخت
ویرایش شده در یکشنبه 7 بهمن 1386 و ساعت 05:01 ق.ظ


¿پرونده هسته ای ایران
دوشنبه 14 آبان 1386

اذعان به سیاسی کاری امریکا در پرونده هسته ای ایران

وزارت امور خارجه آمریکا و کاخ سفید با رد اظهارات اخیر مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در تایید صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران، از "محمد البرادعی" خواستند از روند دیپلماسی با ایران کنار رود.


به گزارش خبرگزاری فرانسه ،" شون مک کورمک ، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا درگفت و گو با خبرنگاران گفت : وی(البرادعی) هرچه بخواهد می گوید، او رئیس یک سازمان فنی است من فکرمی کنم ما می توانیم دراین مورد دیپلماسی را به پیش بریم.


البرادعی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی ان ان گفت : با وجود اظهارات جنگ طلبانه رهبران آمریکا علیه ایران، هیچ دلیل و مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران به دنبال ساخت تسلیحات هسته ای است.


وی تهدیدهای اخیر مقامهای آمریکایی را علیه ایران سبب تشدید تنشها و اختلافات دانست و گفت: اگر آمریکا بیشتر از آژانس درباره برنامه هسته ای ایران اطلاعات دارد؛ من خرسند می شوم که واشنگتن آن را در اختیار آژانس قرار دهد.


مک کورمک در ادامه  با بی اهمیت خواندن نقش و جایگاه آژانس بین المللی انرژی اظهار داشت : ما از کار آژانس تقدیر می کنیم، اما کشورهای عضو جامعه بین المللی مسئول دیپلماسی درباره ایران و برنامه هسته ای آن هستند.


"دانا پرینو"، سخنگوی کاخ سفید نیز در واکنش به اظهارات البرادعی به فرافکنی روی آورد و ادعا کرد: تردیدی درباره برنامه هسته ای ایران وجود ندارد، زیرا ایران کشوری است که اورانیوم را غنی سازی و بازفرآوری می کند و کسی که به دنبال این باشد دلیلی است بر اینکه منتهی به سلاح های اتمی می شود.


تهدیدات مقامهای آمریکای علیه مواضع حقوقی وفنی البرادعی،خود گواه متقن  وروشنی بر سیاسی بودن ماهیت ادعاهای آمریکا در باره پرونده ی هسته ی ایران


است.ازسوی دیگر ،خوداین اذعان می تواند باعث تقویت تعامل ایران وآژانس شود.


وتقویت مواضع جمهوری اسلامی را بدنبال داشته باشد.

نوشته شده در دوشنبه 14 آبان 1386 و ساعت 06:11 ق.ظ توسط : مجید نیکبخت
ویرایش شده در دوشنبه 14 آبان 1386 و ساعت 06:11 ق.ظ


¿تحریم ایران
سه شنبه 8 آبان 1386

تحریم علیه ایران منجر به شکست است...

«واشنگتن با اعمال تحریم های هرچه شدیدتر سعی كرده است بر انقلاب مردمی اسلامی ایران فشار وارد آورد، اما هر بار از دستیابی به اهداف خود ناكام مانده است.»

 

آمریكا در حالی دور جدید تحریم های یكجانبه خود را علیه ایران اعلام كرد كه بسیاری از كارشناسان غربی معتقدند با توجه به ناكارآمدی سه دهه تحریم علیه این كشور، اقدام جدید آمریكا نیز نه تنها ایران را از پی گیری برنامه هسته ای اش باز نمی دارد بلكه عزم آن را در این زمینه بیشتر خواهد كرد.


خبرگزاری آمریكایی آسوشیتدپرس، تحلیل خود را با این پرسش آغاز كرد كه با وجود اثبات ناكارآمد بودن تحریم های گذشته علیه ایران، پس چرا آمریكا روز پنجشنبه تحریم های جدیدی را علیه این كشور اعلام كرد؟ تحلیلگران در پاسخ به این پرسش گفتند تحریم ها ممكن است حتی سبب عزم بیشتر ایران شود.


«رابرت هانتر»، كارشناس مسایل خاورمیانه و مشاور ارشد موسسه مطالعاتی «RANDس در این باره گفت: این تحریم ها بعید است مستقیما بر رفتار ایرانی ها درباره مسئله هسته ای تاثیری بگذارد، بلكه تنها یك پیام نمادین به ایران و بقیه است مبنی بر اینكه آمریكا شدیدا جدی است.


در ادامه این تحلیل آمده است: آمریكا در گذشته نتایج متفاوتی را از اعمال تحریم به عنوان یك ابزار سیاست خارجی خود علیه كشورهایی همچون ایران، كوبا و كره شمالی گرفته است. این كشور چند دهه است كه تحریم های مالی، تجاری و سرمایه گذاری علیه ایران اجرا می كند، اما با وجود همه اینها، به ادعای واشنگتن ایران هر ساله صدها میلیون دلار به حزب الله و حماس كمك می كند و از برنامه هسته ای خود نیز دست بر نداشته است.


در بخش دیگری از این تحلیل آمده است: اما آمریكا در تلاشهایش برای فشار بر اروپا، ژاپن و سایر كشورهای جهان برای متقاعدكردن آنها به كاستن از روابط تجاری خود با ایران به موفقیت های اندكی دست یافته است. با توجه به جایگاه ایران در اقتصاد جهانی و یكی از تولیدكنندگان بزرگ نفت، این كشور یكی از جاذبه های سرمایه گذاری برای شركتهای خارجی محسوب می شود.

«آنتونی كوردزمن» كارشناس مركز مطالعات بین المللی و راهبردی آمریكا نیز تحریم های واشنگتن علیه ایران را بی فایده دانست.


خبرگزاری فرانسه هم در گزارشی در این باره اعلام كرد، «واشنگتن با اعمال تحریم های هرچه شدیدتر سعی كرده است بر انقلاب مردمی اسلامی ایران فشار وارد آورد، اما هر بار از دستیابی به اهداف خود ناكام مانده است.»


نوشته شده در سه شنبه 8 آبان 1386 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : مجید نیکبخت
ویرایش شده در - و ساعت -